داستان سکسی دختر دائی الهام

بیان دیدگاه

یه دختر دائی داشتم اسمش الهام بود. دختر باریک و نسبتاً قدبلند که اهل حال هم بنظر می رسید. خونشون تو شهرستان بود و ما بعضی وقتها مسافرت می رفتیم خونشون. با اینکه 3، 4 سال از من کوچکتر بود ولی چندان سعی نمی کرد پروپاش رو از من پنهون کنه. عمدتاً دامن می پوشید و ساق پاش کاملاً پیدا بود و وقتی می خواست بشینه یا بلند شه تا شورتش رو هم می شد دید. اتفاقی که می‏خوام براتون تعریف کنم به یه تابستون که ما چند روزی خونه اونها بودیم برمی‏گرده. حموم اونها طبقه پائین قرار داشت و یه پنجره کوچک برای تهویه هوا به سمت راهرو داشت بطوریکه اگه کسی یه صندلی زیرپاش می‏ذاشت و پنجره هم نیمه باز بود براحتی می‏شد توی حموم رو دید زد. اونروز خانواده من برای دید و بازدید رفته بودند بیرون و من خونه مونده بودم. الهام هم تازه رفته بود حموم. تلفن زنگ زد و دائیم و زن دائیم به من گفتند که یکساعتی میرن بیرون و برمی‏گردند. تصورش رو بکنین که من حشری تو خونه تنها بودم و الهام هم رفته بود حموم. یواشکی رفتم پائین تا ببینم دریچه باز است یا نه. با دلخوری دیدم که دریچه کاملاً بسته‏س. برگشتم بالا و رفتم سراغ کمد لباس الهام. می‏خواستم یه دیدی به لباس زیراش بندازم. یه شورت توری سفید پیدا کردم و شروع کردم به لیس زدن و بوئیدن. کیرم هم حسابی شق کرده بود و آب اولیه اش هم جاری شده بود. شورت رو به کیرم چسبوندم و آبم رو با اون خشک کردم. دوباره شورت رو تا کردم و گذاشتم تو کمد. دوباره رفتم پائین تا ببینم دریچه باز است یا نه. با خوشحالی متوجه شدم که پنجره کوچک تا نیمه باز شده است. در حالیکه دست و پام می لرزید یه صندلی برداشتم و به آرامی و بدون اینکه صدائی تولید کنم رفتم گذاشتم زیر پنجره. به آرومی بالا رفتم و یه نیم نگاهی داخل حموم انداختم. الهام پشتش به من بود و هنوز شورت پاش بود ولی سوتین رو درآورده بود. داشت زیر دوش آب خودش رو ماساژ می داد. سینه‏های تازه-برجسته و نورسش لب و لوچه هر آدم تشنه لبی رو آویزون می کرد. چی می شد اگه من می‏تونستم سینه هاش رو تو دهنم میک بزنم. داشت با سینه هاش بازی می کرد. کیرم حسابی سفت شده بود و کاملاً ملتهب بود. شامپو رو برداشت و شروع کرد به شستن موهاش. از زیر شورت کیرم رو گرفتم و در حالیکه نگاش می‏کردم اونو نوازش می‏دادم. پاهام داشت می لرزید و کم مونده بود که از روی صندلی بیفتم. لرزش پاهام و صدای حاصل از صندلی باعث شد که در یک آن برگرده و به پنجره نگاه بیندازه. من هیچ فرصتی نداشتم تا خودم رو پنهون کنم. بدنم هم کاملاً سست شده بود و اختیار انجام هیچ کاری رو نداشتم. اتفاقی که نباید می‏افتاد افتاد. الهام من رو دید که دارم از پنجره حموم اونو دید می‏زنم. در یک لحظه انگار دنیا رو سرم خراب شد. چه آبروریزی می‏شد اگه بقیه می‏فهمیدند. اما عکس‏العمل الهام برام جالب بود. بدون اینکه خودشو گم کنه شیر آب رو بست و رفت سمت درب حمام اونو نیمه باز کرد. حتماً منظورش این بود که من برم تو. به زحمت و با دلهره از صندلی اومدم پائین و در حالیکه کیرم راست شده بود رفتم سمت درب حمام. با دودلی داخل حموم رو سرک کشیدم. دیدم الهام تو چهارچوب بین رختکن و حمام واستاده و منتظر من. با انگشت و با یک حالت جنده‏وار به من اشاره کرد که برم تو. با تردید و با آهستگی رفتم تو. سریع اومد و درب رو پشت سرم بست. با اشتیاق یک نگاهی به برآمدگی جلوی شلوارم انداخت و با دست اشاره کرد که روی پیشخون رختکن بشنیم. دیگه ترسم ریخته بود و از اینکه با یه حرفه‏ای طرف بودم احساس راحتی می‏کردم. با طنازی خاصی شورت خیسش رو درآورد و انداخت یه طرف. کسش پر مو بود و رغبتی رو در آدم برای خوردنش ایجاد نمی کرد. بیشتر سینه ها و کونش بود که آدم رو حشری می‏کرد. اومد روبروم و جلوی پام زانو زد و با دو دست از طرفین سعی کرد که شلوار و شورتمو باهم دربیاره. همین کارو کرد و کیر شق شده من جلوی صورتش تلوتلو می‏خورد. از آخرین باری که shave کرده بودم حدود یک‏ماهی می‏گذشت و حسابی پرمو شده بودم. الهام هم همین موضوع رو فهمید و سریع بلند شد و با یه تیغ یکبار مصرف و ژل shaving برگشت. شلوار و شورتم رو به کل از پام درآورد و لای پام رو از هم باز کرد. ژل رو اطراف کیرم و لای پام زد. با دست اونو مالید تا حسابی کف کرد و با تیغ شروع کرد به تراشیدن. چنان حرفه‏ای اینکارو می‏کرد که آدم فکر می‏کرد اینکاره‏س. با یه دست، گردن کیرم رو چسبیده بود و با دست دیگه‏ش داشت کیرم رو می‏تراشید. حسابی اطراف و روی کیرم رو تراشید و ازم خواست تا به پشت برگردم و دولا شم تا لای کونم رو هم بتراشه. همین کارو کردم و از کف لای پام استفاده کرد تا اطراف کونم رو بتراشه. لذت زایدالوصفی داشتم و حیف که خیلی زود تموم شد. بهم گفت پیرهنت رو درآر تا حسابی بشورمت. پیرهنم رو درآوردم و با هم رفتیم تو حموم. سریع دوش رو برداشت و شروع کرد به شستن پروپای من. دو دفعه از شامپو بدن استفاده کرد و حسابی کیرم و سوراخ کونم رو شست و تمیز کرد. همه اینکارها حدود 10 دقیقه طول کشید. کیرم همچنان شق بود و گاهی به بدنش می خورد و ملتهب می‏شد. سریع منو دوباره به سمت رختکن هدایت کرد و با یه حوله کوچک لای پام رو خشک کرد. عجب کیری شده بود. تمیز و تراشیده و حسابی شق‏شده. جلوم زانو زد و شروع کرد با نوک زبون با سر کیرم بازی کردن. تا زبونش به سر کیرم خورد انگار یکهو یه پالسی از تمام بدنم جریان گرفت که بسیار لذت‏بخش بود. سر کیرم رو مثل آب نبات تو دهنش گرفته بود و داشت میک می‏زد. یواش یواش مقدار بیشتری از کیرم رو تو دهنش جا داد. حواسش به قسمت حساس زیر سر کیرم بود و می دونست که اگه با اونجا زیاد ور بره ممکنه آبم زود جاری شه. به سختی خودمو داشتم کنترل می‏کردم. کیرم تا نصفه تو دهنش بود و هر 7، 8 ثانیه یکبار کل کیرم رو تو دهنش جا می داد و خارج می‏کرد. دید که دارم له‏له می‏زنم کیرم رو ول کرد و رفت سراغ تخمام. با یه دست سر کیرم رو گرفته بود و خیلی آروم نوازش می‏کرد و با دست دیگه‏ش حدفاصل بین تخمام و سوراخ کونم رو نوازش می‏داد و با زبونش هم به تخمام حال می‏داد. آب اولیه‏م جاری شده بود و با دست اونو به کل کیرم می‏مالوند. دوباره اومد سراغ کیرم. کلش رو تو دهنش جا داد و شروع کرد به بالا و پائین رفتن. از فرط هیجان و شهوت هیچ کاری نمی‏تونستم بکنم. فقط از دستام تکیه‏گاهی برای خودم درست کرده بودم و لای پام رو هم تا جائی که می تونستم باز کرده بود. وقتی صدای آه و اوهم بلند می‏شد کیرم رو از دهنش خارج می‏کرد تا حساسیت من کاهش پیدا کنه. بعد از چند ثانیه دوباره شروع می‏کرد. از پائین و تخمام شروع می‏کرد به لیس‏زدن تا سر کیرم. چند بار پشت سر هم این کار رو کرد که خیلی هیجانی بود. دیگه قادر نبودم خودمو کنترل کنم. یه مقدار منی از سر کیرم زده بود بیرون. با نوک زبون یه ذره مزه‏مزه کرد و بعد سر کیرم رو مثل بستنی کیم میک زد. ناخودآگاه با سروصدای زیاد تمام آبم رو تو دهنش خالی کردم و اونم با اشتیاق نذاشت یه ذره از آبم هدر بره. احساس کردم تو عمرم اونقدر آب رو یه جا تخلیه نکرده بودم. خیلی شهوانی و هیجان انگیز بود. دست‏بردار کیرم نبود و همین جور باهاش ور می‏رفت که دیگه یواش یواش کیرم خوابید. بلند شد و در حالیکه زبونش رو دور و بر لبش می‏چرخوند گفت پاشو بورو که الانه که برگردن و آبروریزی بشه. با رخوت خاصی گفتم منم می‏خوام … نذاشت حرفم رو ادامه بدم و سریع گفت: وقت زیاده؛ باشه برای بعد. با سستی و رخوت فراوان لباسام رو پوشیدم و رفتم بالا. حدود 15 دقیقه بعد دائیم و زن‏دائیم باهم برگشتن و من خودم رو مشغول دیدن تلویزیون نشون دادم ولی کاملاً سستی بعد از سکس رو می‏شد تو چشمام دید. بعد از حدود 10 دقیقه الهام از حموم اومد بیرون و در حالیکه یه لباس سرهم تابستونی پوشیده بود اومد بالا. یه نگاهی به من که روی مبل لم داده بودم انداخت و یه نگاهی به تلویزیون و یه چشمک معنی‏دار به من زد. این تازه اول ماجراهای من و الهام بود

عکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگل

بیان دیدگاه

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

عکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگلعکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگل

عکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگلعکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگل

عکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگلعکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگل

عکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگلعکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگل

عکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگلعکس سکسی گاییدن کون بلوند خوشگل

عکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگل

بیان دیدگاه

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

عکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگلعکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگل

عکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگلعکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگل

عکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگلعکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگل

عکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگلعکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگل

عکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگلعکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگل

عکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگلعکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگل

عکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگلعکس سکسی مرد سیاه کیر بزرگ دختر خوشگل

شبنم

بیان دیدگاه

از دو سه روز مونده به همه دخترایی که میشناختم آمار دادم که یکشنبه خونه تنهام تا دوشنبه ، اخه زنمو فرستادم مسافرت 2 روزی …
خلاصه من فکرامو کرده بودم که یکی از صبح بیاد تا ظهر ، یکیم شب بیاد پیشم ، حالا اگرم شد یکیو عصر ببینم .. اما همش خوا ب و خیال بود هر کدوم به یه دلیلی پیچوندن
یکی کار داشت یکی دانشگاه ، یکی پریود شد … موند فقط شبنم !
گفت میام ! منم گفتم از هیچی که بهتره …
ظهر شنبه بود که زنگ زد بهونه آوردن و این چیزا که نمیشه و کار پیش اومد و دوستم فلانه …
شب بهش زنگ زدم گفتم باشه اصلا نیا .. منم دیگه نمیخوام هیچوقت بیای !
5 دقیقه بعد اس ام اس داد که میاد …
بیخیال
عصر یکشنبه قرار گذاشتیم و رفتم دنبالش آوردمش خونه …
زنگ زدم پیتزایی سر خیابون برامون شام اورد و مشغول خوردن شدیم … بعد شامم یه فیلمی گذاشتم که با هم ببینیم ، اصلا عجله نداشتم مثل همیشه که 2 ساعت و 3 ساعت باید با استرس میکردمو جمع میکردم ..
شبنم لباس راحتی پوشید اومد تو بقلم نشست جلوی تلویزیون …
یه تاپ نازک سفید با یه دامن کوتاه که تقریبا همه جاشو انداخته بود بیرون ..
مثل همیشه خیلی سکسی بود .. منم کم کم تحملم داشت تموم میشد !
هنوز 20 دقیقه از فیلمه نگذشته بود که دستم داشت زیر کونه شبنم میچرخید … واسش آروم میمالیدم کس و کونشو … گاهی دست میکردم از لای شرتش … اونم آه ه ه میکشید …
یه چند دقیقه ای اینجوری گذشت تا شبنم دست به کار شد .. شروع کرد از روی شلوار کیرمو مالیدن … کیرم بد جوری راست کرده بود میدونستم که حالا حالا ها تا صبح وقت هست پس عجله ای نداشتم …
دیگه فیلم نگاه نمیکردیم من دستم لای کس شبنم بود و چوچولشو میمالیدم … اونم افتاده بود کیرم و تا ته کرده بود تو حلقش ، از همیشه بهتر ساک میزد .. اونم میدونست وقت زیاده … عین آبنبات مکشید زبونشو به نوکه کیرم .. منم تو آسمون بودم …
یه 5-6 دقیقه ای همین بود ماجرا تا اینکه شبنم گفت دیگه طاقت نداره … بلند شد شرتشو در آورد و یه ضرب نشست رو کیرم .. شروع کردیم لب گرفتن .. کیرمیم تا دسته تو کسش بود .. آروم صدا میداد که همسایه ها نفهمن چیزی …
آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
همچین سر میخورد تو کسش که انگار به هیچکس تاحالا نداده باشه …
همین هفته پیش بود بهم گفت به یه پسره کسداده کیرش 2 برابر ماله من بوده ! … اما ماشالا علاقش خیلی زیاد بود به این جور چیزا …

شبنم بالا پایین میرفت منم رو مبل ولو شده بودم .. چشمامو بسته بودم فقط داشتم لذت میبردم …
خیلی وقت بود با یه دختر نمیشد وقت زیاد بگذرونم .. مگه تو ویلای شمال که اونجام همش مواظب سرایدارو این حرفا هستم که نفهمه به گام بده !

تو این فکرا بودم که دیدم بد جوری لرزید … آروم از رو کیرم بلند شد ، رفت رو مبل ینفره با زانو ، قمبل کرد کس و کون و سمت من … تکیشم داده بود به تکیه گاه مبل ..
بلند شدم .. همونجوری از پشت کیرمو چپوندم تو کسش … دیگه منم وحشی شده بودم .. یه چندتا حسابی با دست زدم رو قمبل کونش که حسابی قرمز شد … تند تند تلمبه میزدم … شبنمم فقط میگفت جونننننننننن
بکن این کسو
ماله تو همش .. تا صبح کیرتو از کسم در نیار …
با این حرفاش منم حشریتر مشدم و محکم تر تلمبه میزدم … که یدفعه دیدم داره آبم میاد … 2-3 تا تلمبه خفن زدم
یه آه ه ه بلند
و تا آخرین قطرشو تو کس شبنم خالی کردم …
.. شبنمم مگفت واییی سوختم … دیگه نا نداشتم .. یکم روش موندم همونجوری و بعد بلند شدم دراز کشیدم رو مبل …
داشتم فکر میکردم به این که .. تا صبح هیچی ازم نمیمونه .. کاشکی الان میرفت خونشون .. میخوابیدم …
اما دیگه دیر بود واسه این فکرا ..شبنم خودشو تمیز کرد .. از تو کیفش قرص برداشت خورد که حامله نشه ..
یه ملفه دور خودش پیچید و اومد رو مبلی که من ولو بودم ..
یه ذره این کانال اون کانال کرد .. منم چشمامو بسته بودم .. خوبم میومد یکم … یه یه ربع گذشت .. دیدم اوند دوباره رو کیره خوابیده من نشست … چشمامو باز کردم با اون حال دیدیم داره کسشو میمله رو کیرم ،
فکر نیمکردم به این زودیا دوباره قد علم کنه .. شبنم آه آه ه میکرد میگفت گوش کن ببین چه صدایی میده .. خودشو بیشتر میمالید به کیرم .. که یه دفعه خون دوباره جریان پیدا کرد .. شروع شد به بزرگ شدن …
شبنم خوشحال پرید کرد تا ته تو دهنش ساک زدن …
منمانگشتمو کردم تو سوراخ کونش .. یه ذره نوچ و اینا کرد .. بعد هیچی نگفت .. منم شروع کردم به گشاد کرد سوراخ کونش که واسه کیرم جا باز کنه …
وای که چه حالی بود .. کونه به این باحالی خواب از سرم پریده بود .. کیرمیم مثل فولاد شده بود ..
بهش گفتم بریم تو تخت … بعدم ازش خواستم مثل حالت سجده برام قنبل کنه ..
صحنه رو که میدیدم طاقت نیاوردم .. یدفعه تا دسته کردم تو کونش .. اونم یه هوار حسابی زد .. بعدم شروع کرد به فحش دادن … یه ذره همونجوری نگرش داشتم که جا باز کنه .. دستمم جلو دهنش بود که هیچی نگه …
بعد آروم آروم شروع کردم تلمبه زدن … وای که چه کون تنگی … زنم معمولا بهم کون نیمده .. اما این شبنم همیشه ناز میکنخ ولی جور اونو میکشه …
یه 10 دقیقه ای تلبه میزدم که دیگه دهنش سرویس شده بود … با التماس چرخید دراز کشد گفت تو حالا آبت نیمیاد .. دوباره بکن تو کسم …
منم قبول کردم … افتادم روشو تلمبه زدن … شبنمم فقط قربون صدقه کیرم میرفت … می گفت تا حالا کسی مثل تو منو نکرده ..
خلاصه ..
20 دقیقه مدلای مختف کسشوگاییدم .. بعد کیرمو در اوردم کردم تو دهنش .. گفتم بخور تا آبم بیاد …
شبنم شروع کرد ساک زدن حرفه ای ..
ابم با فشار اومد کلشو تو دهنش خالی کردم … داشت حالش بهم میخورد .. از بقلای لبش زده بود بیرون ..
دوتایی رفتیم تر تمیز کردیمو .. اومدیم رو تخت که بخوابیم…
چه شبی بود اما …
نصفه شب یه بار دیگه از خواب بیدارش کردم کردمش .. صبح هم .. تا بیدار شدیم .. یه نیم ساعتی تلمبه میزدم ..
بعدم با هم دوش گرفتیمو صبحانه خوردیم .. زدیم بیرون .. که شبنم بره خونه منم برم سره کارم ..
تا شب شبنم 10 تا اس ام اس زد تشکر کرد بابت یکی شدن کس و کونش در شب قبل ..
امروزم گفتم تا داغه براتون تعریف کنم … شاید خوشتون بیاد !؟

آغاز کار

بیان دیدگاه

از امروز کار خودمونو شروع می کنیم.
از تمامی دوستان هم دعوت به همکاری میکنیم
در صورت تمایل در قسمت نظرات اعلام آمادگی کنید و یوزر و پسورد مورد نظر و ایمیل خود را بگذارید.
منتظر آپ روزانه ما باشید.

ورودی‌های تازه‌تر

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.